داستانی کوتاه از سی دی الکل

جمعه 17 آبان 1398 01:31 ق.ظنویسنده : همسفر محبوبه

 




مهندس برای تفکیک عملکرد مصرف کنندگان داستانی زیبا تعریف می کنند ، ایشان می گویند سه دوست بودند که یکی الکلی بود ، یکی تریاکی و یکی هم حشیش مصرف می کرد ، انها از دروازه شهری وارد شهر شدند و بعد هر کدام مشغول مصرف خود شدند ، الکلی شروع کرد به عرق خوردن ، تریاکی تریاک می کشید و آنکه حشیشی بود مشغول کشیدن حشیش . بعد از اتمام کارشان به خودشان آمدند که از شهر خارج شوند دیدند دروازه شهر بسته شده ! حالا هر کدام چگونه رفتار کردند : آنکه حشیش مصرف می کرد گفت بیاید از این سوراخ کلید خارج شویم. عرقی گفت کدام پدر سوخته ای در را بسته ، چاقو بدهید بکشمش و شروع کرد به دادوهوار کردن . تریاکی گفت خب این چه کاریه ، همین جا بخوابیم صبح که شد خودشان در را باز می کنند . این داستان به خوبی وضعیت یک الکلی را بیان می کند . 

"برگرفته از سی دی الکل مهندس دژاکام"

آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1398 05:42 ب.ظ

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات