برداشت از وبلاگ ها

چهارشنبه 11 دی 1398 01:38 ب.ظنویسنده : زهره فرهنگیان

 




جناب مهندس

سلام دوستان حسین هستم مسافر:

بسیار متشکر هستم از محمدعلی عزیز جلسه خوبی را اداره کردند و خیلی خوب هم صحبت کردند و بنیان کنگره را شکافتند. متشکرم، مرسی. از مشارکت شما خیلی ممنون. یک‌چیزهایی می‌گویید که من خودم سردر نمی‌آورم واقعاً اینجا نمی‌دانم چه عکس‌العملی باید نشان بدهم، بگویم راست می‌گویید، دروغ می‌گویید، این هست که به‌هرحال تحمل می‌کنم. متشکرم از لطف همه شما، ممنون

این دستور جلساتی را که ما می‌گذاریم در کنگره 60 بر مبنای مسائل یا مشکلاتی که پیش می‌آید تعیین می‌شود؛ و هرسال برای شش‌ماهه اول و شش‌ماهه دوم، برنامه برای یک سال از قبل تعیین و ریخته می‌شود؛ که روی چی صحبت کنند، مثلاً از پنجاه‌ودو هفته، چهارده جلسه آن را روی وادی‌ها صحبت می‌کنند، بعد راجع به مثلاً فضولی صحبت می‌کنند اگر در کنگره در کار هم مداخله می‌کنند زیاد، دستور جلسه می‌شود فضولی اگر مسئله سیگار دارد به گروه صدمه می‌زند، دستور جلسه می‌شود سیگار، اگر در مورد همدیگر قضاوت‌های نادرستی می‌کنند، در نظر گرفته می‌شود که دستور جلسه را بگذاریم قضاوت و جهالت یا آموزش، یا روش‌های درمان اعتیاد، یا متد D.S.T این‌ها بر مبنای این انتخاب می‌شوند؛ و برای اینکه اعضاء بدانند که بعداً در آینده غلو نشود یا چیزهای دیگری گفته نشود و افراد همه‌چیز را بشناسند و به زمان پیش برویم، مثلاً دستور جلسه را می‌گذارند دیده‌بان‌ها که تمام اعضاء کنگره 60 دیده‌بان‌ها را بشناسند، بر مبنای چه هست، بدانند کار آن‌ها چیست، چه‌کاری انجام می‌دهند، چون قانون‌گذاران کنگره 60 هستند، تصمیم گیران کنگره 60 هستند، یا دستور جلسه را می‌گذارند ایجنت، اصلاً ایجنت در کنگره 60 چیست، وظیفه‌اش چه هست؟ یا مرزبان‌ها، چه هستند، چطور تعیین می‌شوند، چکار می‌کنند، حدّ و حدود آن‌ها چیست یا می‌بینیم باید به راهنماها که دارند خدمات زیادی انجام می‌دهند هرکدام چهل الی 50 نفر را از ظلمت اعتیاد خارج می‌کنند باید ما از این‌ها تقدیر و تشکر کنیم بنابراین دستور جلسه را می‌گذاریم هفته راهنما و وقتی هفته راهنما می‌گذاریم به مفهوم واقعی هفته راهنما است؛ و همه افراد از معلم و استادشان واقعاً تجلیل می‌کنند واقعاً تقدیر می‌کنند. هفته معلم فقط یک اسم است، روز کارگر فقط یک اسم است، بخواهند حمایت هم کنند می‌گویند آقا تبریک می‌گوییم، ولی در کنگره 60 این‌طور نیست، می‌گوید وقتی می‌خواهید تقدیر کنید باید به زبان هم باشد با دل هم باشد با عمل هم باشد، در هفته‌ای که هفته راهنما است یک پاکت به راهنما می‌دهند حالا در آن یک مقداری پول است. چون درمان هر نفر در کنگره 60 رقمی نزدیک به دوازده میلیون تومان هزینه‌اش می‌شود. درست است که رایگان است ولی یک نفر که به درمان می‌رسد، آمدیم حساب کردیم یازده میلیون تومان هزینه‌اش است. برای اینکه کل مخارج کنگره 60 را در سال حساب کردیم حتی راهنماها که مجانی کار می‌کنند، دستمزد در نظر گرفتیم، دیده‌بان‌ها را دستمزد در نظر گرفتیم، مرزبان‌ها هم همین‌طور تمام کسانی هم که کار می‌کنند یک حقوق فرضی در نظر گرفتیم، چون سرمایه اجتماعی است دیگر، بعد آمدیم بر کل افرادی که در سال به درمان می‌رسند تقسیم کردیم رقمی نزدیک به دوازده میلیون تومان درآمده است. پس هر نفر که در کنگره 60 به درمان می‌رسد، دوازده میلیون تومان هزینه‌اش است. نگوییم که چرا اینجا رایگان خوب می‌شوند ولی آنجا پول هم می‌گیرند، خوب نمی‌شود. آنجا شما چقدر از او می‌گیرید، در کلینیک خیلی بگیرید، ماهی هشتاد هزار تومان الی صد هزار تومان در سال مگر چقدر می‌شود خوب اینجا دوازده میلیون تومان هزینه می‌شود، خرج می‌شود.

بنابراین وقتی می‌گوییم که تو در ماه دوازده میلیون تومان هزینه‌ات است، خرجت است، اگر هفته راهنما پنجاه تومان، صد تومان بگذاری در پاکت به راهنمایت بدهی وظیفه‌ات است باید این کار را بکنی و قدرشناسی را باید از راهنما بکنی. با یک شاخه گل هم ما نداریم، گل آوردن در کنگره ممنوع است. از این گل‌های مصنوعی که می‌دهیم، سنبل رهایی است و تا ده سال هم می‌ماند. ولی یک سبد گل بخرند، نود هزار تومان، دویست هزار تومان گفتم از این کارها نکنید، می‌خواهید برای من یک سبد گل بگیرید دویست هزار تومان آن را بدهید به خودم نمی‌خواهد گل بگیرید که من بگذارم آنجا فردا خشک بشود باید بیندازم بیرون؛ بنابراین می‌بینید کنگره 60 بر مبنای آن است. یا کادو برای کنگره 60 می‌آوردند کادوها همه می‌دیدید پتو می‌آوردند، سماور می‌آوردند، قهوه‌خوری، نعلبکی، پیراهن، خیلی چیزها، گفتیم به درد نمی‌خورد، بدرد می‌خورد ولی آن‌قدر ارزش ندارد. گفتیم آقا شما نمی‌خواهید این کار را بکنید، شما برای قدردانی پاکت بده، برای قدردانی می‌توانید یک یادداشت بگذارید می‌توانید پنج هزار تومان بگذارید، می‌توانید هزار تومان بگذارید، می‌توانید دویست هزار تومان بگذارید، می‌توانید پانصد هزار تومان بگذارید، کسی ایراد نمی‌گیرد، کسی نمی‌گوید که تو در پاکت هزار تومان گذاشتی به شخصیت من توهین کردید، اصلاً این‌طوری نیست، بر مبنای آن تصمیم‌گیری می‌کنیم.

 اگر الآن هم دستور جلسه را گذاشتیم، هفته بنیان کنگره برای اینکه بنیان کنگره را بشناسیم، کنگره چطوری شکل گرفت، چطوری به وجود آمد، از هیچ به وجود آمد، از یک هسته بسیار کوچک و ناچیز، آمد ذره‌ذره شکل گرفت و رسید به اینجا؛ ما ده سال روی تریاک کار می‌کردیم یعنی ده سال به مریض‌ها می‌گفتیم با تریاک درمان بشوند آن‌ها در زمان کی؟ در زمان آقای زرگر در زمانی که مرتب چپ و راست طرح‌های ولعادیات یک و دو و سه و چهار اجرا می‌شد، سر چهارراه می‌ایستادند، معتادان را می‌گرفتند می‌انداختند در ماشین‌ها و به اردوگاه‌های وحشتناک می‌بردند و مثل‌اینکه نزدیک بوشهر جزیره بود آنجا می‌انداختند آن‌ها را؛ وقتی‌که این‌ها می‌آمدند بدن‌هایشان کرم می‌زد و با چوب‌کبریت کرم‌ها را از بدن خود می‌کشیدند بیرون، باورتان نمی‌شود، غذا اصلاً نبود در جزیره، همه سوءتغذیه، مثل این آفریقایی‌ها دیدید نی‌قلیان نازک بودند، این‌طوری شده بودند، زندان و بازداشت و اصلاً به‌عنوان بیماری نمی‌شناختند، اصلاً بیماری مطرح نبود، یک‌ذره طرف را می‌گرفتند، پل رومی و دادگاه و چه و چه بیچاره می‌کردند، کرمان اردوگاه بود به نام آب حیات، پدر آدم‌ها را آنجا درمی‌آوردند اعتیاد را اصلاً بیماری نمی‌دانستند، یک حرکت رفتاری، شخصیتی که افراد فاسدی هستند، فاجری هستند و می‌خواهند خوش‌گذرانی کنند، چه کنند و ...، این‌ها را یا باید ریخت در دریا یا آن‌ها را کشت مثل مائو؛ من همان موقع ها داشتم از یک همایشی می‌آمدم که سردار فودازی بود رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر بود، داشت با یکی صحبت می‌کرد، می‌گفت این‌ها را باید با یک هلیکوپتر همه را بریزیم در دریاچه قم؛ گفتم آقا شما خیلی بی‌رحم هستید، گفت شما، گفتم من هرکه هستم، شما برای چه آدم‌ها را می‌ریزید در دریاچه قم، گفت برای اینکه آدم نمی‌شوند، گفتم چرا نمی‌شوند، کی گفته که نمی‌شوند؟ به من گفت می‌دانی برای چه پنج گرم هروئین، اعدام است؟ بالاتر از پنج گرم هروئین و بالاتر از یک کیلوگرم تریاک حکم آن اعدام بود و خیلی‌ها را هم اعدام کردند. گفت برای اینکه اگر فردی پنج گرم هروئین بکشد، او دیگر مرده است، دیگر درست نمی‌شود، نمی‌تواند برگردد. گفتم برای چی؟ گفت به خاطر همین‌که هروئین می‌فروشد، بالاتر از پنج گرم هروئین می‌فروشد، هر پنج گرم هروئین یک نفر را می‌کشد، بنابراین حکم او مرگ است، توجیه او این بود، گفتم چه کسی این را گفته است که فردی پنج گرم هروئین بکشد برنمی‌گردد؟ گفت من گفتم؛ گفتم من هم می‌گویم نه این حرف هم غلط است، گفتم ثابت هم می‌کنم، گفت چطور ثابت می‌کنی؟ گفتم فردا ما همایش داریم بیایید آنجا، من افراد هروئینی را به شما نشان بدهم که چند سال هروئین مصرف می‌کردند و نمردند. بچه‌ها را بردم آنجا، رفت بالا آقای خان بود؛ گفت که من سی‌وپنج سال هروئین کشیدم الآن ترک کردم، حساب کرد گفت من سی‌وپنج کیلو هروئین کشیده‌ام در طول این سی سال، گفتم بفرما؛ باورش شد رفت بالا گفت آقا من معذرت می‌خواهم حرف خود را پس می‌گیرم. همین متادونی که الآن دارند مصرف می‌کنند بعضی‌ها می‌گویند مهندس با متادون مخالف است، اصلاً متادون را نمی‌شناختند، با یک سری قرص‌های فشار بود و قرص‌های جورواجور بود که تمام مستندات آن هست که صحبت‌های سنگین کردم در مصاحبه‌های گوناگون که الآن روزنامه‌های آن همه هست که برای درمان اعتیاد چیزی هست به‌عنوان متادون؛ که در زندان‌ها هم از متادون استفاده می‌کردند برای درمان اعتیاد چیزی بود به‌عنوان متادون، در اثر آن صحبت‌ها متادون آمد در بازار وگرنه متادون را کسی نمی‌شناخت. بعد بوپره نورفین هم همین‌طور، بازهم می‌خواستند در داخل درست کنند، محمد فلاح برای من نوشت که نظر شما راجع به ساخت بوپره نورفین که الآن به آن می‌گویند B2 چیست، درست کنیم یا نکنیم مهندس؟ که من در ذیل نامه نوشتم که درست کردن این دارو برای درمان اعتیاد از شام شب هم واجب‌تر است. پس من هیچ مخالفتی با متادون و بوپره نورفین نداشتم. یکی از مسببین آن که باعث شد و صحبت زیاد کرده بود خود من بودم دیگر و بعد حالا شربت OT هم همین‌جور؛ این مباحثی است که به این دلیل مطرح می‌کنیم که ببینیم چکار کردیم، به کجا رسیدیم. الآن ما بیش از شصت‌تا مرکز داریم، در بیش از بیست‌وسه چهار استان ما نمایندگی داریم، از اهواز و آبادان گرفته، بوشهر، شیراز تا می‌آید کرمان، چالوس، سمنان، اراک، قم، زنجان، خرم‌آباد، شهرکرد، در تمام شهرها مرکز داریم، یعنی یک ساختمان داریم نه که برویم در پارک، در خرابه‌ها، یا ساختمان را خریدیم، یا زمین آن را خریدیم، یا خودمان ساختیم، یا رهن کردیم، یا اجاره کردیم یا چیز دیگری، هیچ‌کدام هم مال هیچ اداره‌ای نیست، هیچ جا نیست ما در فرهنگ‌سرا باشیم، در ترمینال باشیم، در ساختمان بهزیستی باشیم، همه ساختمان‌ها از خود ماست یا اجاره کردیم یا رهن کردیم یا در حال ساخت هستیم. هفته‌ای هم که در پیش داریم، هفته گل‌ریزان هست، چون یکی از مسائل بسیار مهم در مسائل ما، مسئله مادی است که من خیلی به آن توجه کردم و همیشه گفتم که آن موضوع انشائی که به ما می‌دادند سرتاپا غلط و نادرست بود که علم بهتر است یا ثروت» یک موضوع انشاء بسیار نادرستی بود، چون ربطی به هم ندارد، اصلاً نمی‌شود باهم مقایسه کرد، چرا مقایسه کنیم، مثل این است که بگوییم زن بهتر است یا مرد بهتر است فرقی نمی‌کند، هرکدام کار خودشان را انجام می‌دهند، چرخ‌های جلوی اتومبیل بهتر است یا چرخ‌های عقب اتومبیل فرقی نمی‌کند، چرخ‌های عقب اتومبیل نباشد، راه نمی‌رود، چرخ‌های جلو هم نباشد راه نمی‌رود. پس این علم بهتر است یا ثروت؟ اگر کسی می‌گفت که ثروت بهتر است، معلم از کلاس او را بیرون می‌کرد و می‌زد، همیشه می‌گفتیم نه علم بهتر است، ثروت بدرد نمی‌خورد نه حرف غلطی بود، باید آنجا به ما یاد می‌دادند که هم علم خود را زیاد کنید هم ثروت خود را زیاد کنید هم مال خود را زیاد کنید به مادیات هم توجه کنید. مگر می‌شود بدون پول، هر جا که بدون پول باشیم منجر به شکست هستیم دیگر، خانواده پول نداشته باشد منجر به شکست است، انسان پول نداشته باشد منجر به شکست است یک کلینیک پول نداشته باشد منجر به شکست است، یک ان جی او پول نداشته باشد منجر به شکست است، اصلاً مگر می‌شود به مسائل مالی توجه نکرد؟! باید به مسائل مالی توجه کنیم، باید پس‌انداز کنیم، باید قناعت کنیم، باید جمع‌آوری کنیم، باید مدیریت کنیم، از بهترین راه، راه درست، راه صحیح پول را به دست بیاوریم، الآن کنگره 60 ازاین‌جهت برنامه‌ریزی کرده است و الآن در هفته گل‌ریزان هستیم، گل‌ریزان در کنگره 60 از روز چهارشنبه شروع شده، شما این گل‌ریزان را در کلینیک‌های خودتان هم انجام بدهید، آن‌هایی که از کنگره 60 راهنما دارند و در کلینیک خودشان لژیون دارند حتماً برنامه گل‌ریزان را دایر کنند. سالی یک‌بار که برنامه کنگره 60 هست شما هم اجرا بکنید و آن پول هم مربوط به کلینیک است، گفتند نه گل‌ریزان کنیم بدهیم به کنگره 60، گفتم نه گل‌ریزان کنید و برای خود کلینیک باشد.

 گل‌ریزان در کلینیک‌ها با کنگره فرق می‌کند، در کلینیک‌ها که گل‌ریزان می‌کنید باید بیست درصد آن را بدهید به راهنما؛ این کار را حتماً انجام بدهید، چون او راهنما آن‌ها است، می‌تواند آن‌ها را آموزش بدهد که آن‌ها بتوانند پول زیادی را در گل‌ریزان کمک کنند. چون راهنما می‌آید آنجا هفتادوپنج تومان می‌گیرد، پول ایاب و ذهاب او هم نمی‌شود، می‌آید، می‌رود، چند ساعت وقت او، بنابراین حتماً در آنجا این کار را انجام بدهید و گل‌ریزان را بگذارید و اگر گل‌ریزان می‌گذارید حداقل بیست درصد آن را به خود راهنما بدهید، کارمزد که او بتواند تشویق کند و ترغیب کند که برای کلینیک مسائل مالی را به وجود آورد. ما در گل‌ریزان در تمام شعب پول خوبی را جمع‌آوری می‌کنیم و در تمام شعب صرف خود شعب می‌شود، کلیه شعب کنگره هم که این کار را انجام می‌دهند، بیست درصد از وجوه تمام شهرستان‌ها را می‌دهند به دفتر مرکزی؛ همه آن را می‌دهند به دفتر مرکزی در حساب آن‌ها هست، مثلاً کرمان حسابش جداگانه است، کرمان ممکن است، سیصد میلیون، چهارصدمیلیون پول داشته باشد یا فلان جا هشت‌صد میلیون تومان پول داشته باشد از کنگره 60، می‌تواند با این پول ساختمان بخرد، زمین بخرد، آنجا که کم دارد می‌خواهد زمین بخرد ما ممکن است به او کمک کنیم. این هست که حتماً این مسئله را انجام بدهید حتماً به مسائل مادی توجه بکنید، یکی این مسئله است، یکی تئاتر پنجره‌ای روبه آسمان است، ما تمام لژیون‌های کنگره 60 را بردیم آنجا، کلینیک‌ها هم می‌توانید بچه‌هایتان را بردارید ببرید به‌عنوان کار خارج از کارهای ریکاوری، به‌عنوان کار فرهنگی، تفریحی، سرگرمی، مثلاً حامد بچه‌هایش را برد تئاتر نتیجه خیلی خوب بود. تئاتر هم به مسئله اعتیاد می‌خورد، یک سری مسائل و این‌ها هم مطرح می‌شود، اگر توانستید حتماً این کار را بکنید که با هماهنگی خودتان بچه‌هایتان را یک‌شب ببرید. ده، دوازده روز دیگر تمام می‌شود. البته هر شب پر هست، یک برنامه‌ریزی کنید با بچه‌هایتان که بیرون از کنگره هم یک سرگرمی، یک تفریحی باشد که بچه‌ها انرژی زیادی می‌گیرند و مناسب می‌شود.

یکی از کارهایی که به اعتقاد من کلینیک‌ها باید انجام بدهند این است که وقتی مریض‌هایشان خوب می‌شوند بعضی‌ها به‌عنوان الگو در آنجا بمانند و خدمت کنند وقتی یک تازه‌وارد به کلینیک می‌آید اگر یک راهنمای تازه واردین، کسی که در همان کلینیک بوده، در همان کلینیک خوب شده است، او را مشاوره کند ممکن است نیم ساعت با او صحبت کند، پزشک نیم ساعت وقت را ندارد که با او حرف بزند، نیم ساعت، سه‌ربع حرف بزند تا پذیرش کلینیک برود بالا، اگر این کار را انجام بدهید نتایج خیلی خوبی می‌گیریم که راندمان آن‌ها خیلی برود بالا، وقتی هم که بالا رفت می‌تواند الگو باشد برای پذیرش نیروهای جدید، وقتی بیاید در کلینیک ببیند که پنج نفر خوب شدند، دو سال، سه سال پاکی هست، این‌ها باعث الگوی آن‌ها می‌شود و خیلی به آن‌ها کمک می‌کند و آن کلینیک شلوغ می‌شود. از اینکه به حرف‌های من توجه کردید از همه شما متشکرم، ممنون.

رهایی کلینیک‌ها

نام کلینیک: یزدان پاک، نام پزشک: خانم دکتر شیوا، نام راهنما: آقای حامد، نام روانشناس: خانم سمیه، نام مسافر: آقای امیر، نام هم‌سفر: خانم خدیجه

مسافر: امیر، آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیشه، تریاک، شیره، مدت تخریب: بیش از 14 سال، مدت سفر: 14 ماه و 5 روز، روش درمان D.S.T، داروی درمان: شربت OT

نام کلینیک: اندیشه نیک اصفهان، نام راهنما: آقای مسعود، نام مسافر: آقای ناصر

مسافر: ناصر، آخرین آنتی ایکس مصرفی: قرص اکس، مدت تخریب: بیش از 5 سال، روش درمان D.S.T، داروی درمان: شربت OTرشته ورزشی: والیبال

نام کلینیک: سماء، نام پزشک: آقای دکتر صمد، نام راهنما: آقای همایون، نام مسافر: آقای محمد

مسافر: محمد، آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیره، تریاک، قرص ترامادول، مدت تخریب: 15 سال، مدت سفر: 11 ماه، روش درمانD.S.T، داروی درمان: شربت OT

نام کلینیک: روزبه اهواز، نام پزشک: آقای دکتر سیاوش، نام راهنما: آقای شاهرود، نام مسافران: مهرداد و چراغ علی

مسافر: مهرداد، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک و شیره، تخریب: بیش از 24 سال، مدت سفر: 11 ماه و 5 روز، روش درمان D.S.T، داروی درمان: شربت OT

مسافر: چراغعلی، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک، تخریب: 30 سال، مدت سفر: 11 ماه و 5 روز، روش درمان D.S.T، داروی درمان: شربت OT

تایپ:  همسفر الهام

تهیه و تنظیم: مسافر سعید


آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 دی 1398 01:42 ب.ظ

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic