برداشت از سی دی

شنبه 28 دی 1398 08:00 ب.ظنویسنده : زهره فرهنگیان

 
به نام قدرت مطلق الله
اینکه انسان هر کاری را که انجام میدهد .اگر به عمق ان بخواهد پی ببرد .خیلی سخت ودشوار میشود . مثلا یکی همین غذا خوردن که به چشم آسان به نظر میرسد ولی خیلی کار سخت ودشواری است . زبان به آن نرمی لای دندانهای سخت قرار میگیرد .ویا در حالی که غذامیخوریم همه چیز با نظم ویا خودش کار خودشان را انجام میدهند . مثل ریه،شش ودیگر چیزها که هر کدام  به صورت خودکار کار خودشان را انجام میدهند . یا مثلا اگر قرآن میخوانی اگر فقط خواندن باشد به اصل آن نمیرسی . ویا اینکه یکی که در رشته پزشکی درس خوانده در همان رشته مجتهد همان رشته است . وهمینطور کارها ی دیگر . ودر قسمت دیگر از محبت صحبت میشود که درون انسانهارا به ظرف تهی تشبیه کردن که این ظرف فقط با محبت است که پر میشود.
وبیشتر امراض هم از همین تهی بودن از محبت است . واینکه باید حرکت کنیم تا مانند آبی که یک جا میماند و تبدیل به گنداب میشود نشویم . یا مثل ارابه که اگر یک جا بماند خوراک موریانها میشود . یا مثل صخره گلی فرو خواهد ریخت . ومهمتر از آن این است که به کجا حرکت کنیم وبه چه دانشی بخواهیم برسیم . وبا حرکت به وجود بی کران پی ببریم و این تمنای دل میخواهد . وچگونه میتوان به تمنای دل پی برد . با کشیدن حشیش ،شیشه درست است حسها باز میشود و به فضا میرویم ولی این راه صراط مستقیم نیست بلکه به طرف ضد ارزشهااست . یا اینکه میخواهی به کشور یا شهری بروی به جای خوب میروی یا بد . بسته به خودتو دارد وانتخاب خود ماست . پس فرق دو شخصی که یکی مواد میکشد ویکی که با کشف و شهود عارف میشود در چیست  ؟ به هر چیزی که بخواهی برسی تمنای دل میخواهد . وان هم قیمتی دارد و باید دید چقدر پای ان تلاش کردی و بها دادی . و چیزهایی که در روز به ما الهام میشود مثل همین بیرون رفتن و کسی راکه چند وقت میخواستی ببینی این هم الهام است ولی ما متوجه همه آنها نمیشویم . وقتی به ان قضیه تمرکز کنیم پی به عمق ان میبریم . مثلان ابی که یک جا مانده و گنداب شده نمیشود با یک ورد خواندن زلال شود باید حتما تسویه شود . وانسان هم برای پاک شدن از ضد ارزشها باید تسویه و پالایش شود . واین فقط به زبان نیست باید در دل باشد .
ودر باره حسها میگویند که دو نفر که به هم علاقمند میشوند باید حسهایشان با هم باشد . واین همینطوری اتفاق نمی افتد . مثلا الماس یا طلا که جمع میشوند ان را تشکیل میدهند حسها هستن که جمع میشوند . ویا گیاهان به طرف نور کج میشوند ان حسی است که ان را به طرف نور میکشد . و حسها یک گیرنده دارند و یک فرستنده . مانند محبت و عشق اگر ظاهری باشد منتقل نمیشود . وان موج را کسی نمیگیرد فقط کسانی که همنام باشند میگیرند . مانند عشق لیلی و مجنون که از نظر لیلی زیبا بود و از دیدگاه او . یا خداوند که اگر حسش کنی و قبولش داشته باشی اورا حس میکنی . و در باره انسان که میگویند حیوان ناطق است این درست نیست و اصلا نباید با هم مقایسه کنیم . مثل اینکه یک حیوان نمیتواند مانند یک گیاه باشد . و همینطور جامدات که با حیوانات و گیاهان فرق دارند . واینکه انسان شامل جسم است و جان . واین جسم مان است که مانند یک رو کش در قالب ما است . و یک تن پوش است . و قسمت مهم ان خارج از جسم است . و اگر ما اعتقاد نداشتیم به ان پس چرا به رسول خدا متوصل میشویم . برای اینکه عقل و ذهن و حس همه در کالبد فیزیکی و جسم نیستند .  ولی وقتی روان را بخواهیم معالجه کنیم باید به صور پنهان اعتقاد داشته باشیم .
با احترام همسفر طیبه

آخرین ویرایش: شنبه 28 دی 1398 08:26 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو